تبليغاتX
همسفر تنها

همسفر تنها
سلام دوستان به وبلاگ خودتون خوش آمديد با آمدونتون خوشحال شدم وبا نظر دادنتون غرق در شادي میشوم

اونی که گفت پیشم می مونه

کسی که من دلم می خواد همونه

اونی که تو پاییز واسم قسم خورد

فقط با من همیشه مهربونه

اون کسی که با ذوق و

شوق به من گفت

باید که وایساد جلوی زمونه

اونی که گفت قسمت همش دروغه

یه چیزی یه درست  مث بهونه

اونی که ماجرای عاشقیشو

گلدون اطلسی مونم می دونه

اون کسی که می گفت ستاره هامون

تو بهترین نقطه ی کهکشونه

اون که می گفت توکل دوتامون

به خدای آسمونه

اون که می گفت دق می کنه اگر که

پای کسی در میونه

اون که می گفت چاره فقط سکوته

واسه جواب حرف عاشقونه

نمی دونم چی شد که رفت و آخر

پیغام فرستاد من می رم دیوونه


مریم حیدرزاده

+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388 8:33 توسط نازنین |


گلها همه با اذن تو برخواسته اند

از بهر ظهور تو خود آراسته اند

مردم همه در لحظه تحویل

بی شک اول فرج تو را از خدا خواسته اند


عید حقیقی را کسانی درک میکنند که با یک چشم بر گذشته بگریند و با چشم دیگر

به آینده لبخند بزنند

خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه ای قرار بده که در پایان سال

از گذشته خود افسوس نخورند . . .


بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک

شاخه های شسته ; باران خورده ; پاک

آسمان آبی و ابر سفید , برگهای سبز بید

عطر نرگس , رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار ،

خوش به حال روزگار ،

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها ،

خوش به حال غنچه های نیمه باز . . .



+ نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387 16:2 توسط نازنین |


+ نوشته شده در شنبه 10 اسفند1387 8:48 توسط نازنین |


وقت کردین به این وبلاگ هم که خودم یه کمشو آپ کردم سر بزنید.(شبستان عشق)
 
 
 
 
روزها گذشت وگنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا میگرفتند وخدا هربار به فرشتگان این گونه میگفت  می اید  من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه میدارد.وسرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم بر لبهایش دوختند  گنجشک هیچ نگفت وخدا لب به سخن گشود  با من بگو از انچه سنگینی سینه ی توست.گنجشک گفت  لانه ی کوچکی داشتم که ارامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی.این توفان بی موقع چه بود؟چه می خواستی از لانه ی محقرم؟کجای دنیا را گرفته بود؟وسنگینی بغضی راه بر کلامش بست.سکوتی در عرش طنین انداز شد.فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت  ماری در راه لانه ات بود.خواب بودی.باد را گفتم تا لانه ات را واژگون سازد.انگاه تو از کمین مار پرگشودی.گنجشک خیره در خدایی خدا ماند.

خدا گفت  وچه بسیار بلاها که به واسطه ی محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

===========================++++++++===========================

ظهر زمستان  سرد و شتابان .دیدی؟ دیدی که فاصله چقدر سردمان کرد؟ دیدی که دوری و بی برگی لبریز دردمان کرد؟  رفتن سهم تو بود و ماندن سهم من. سفر کار تو بود و مردن کار من. اینجا آخر دنیاست" تو نیستی و شهر من سلطان غمهاست. مرا ببخش که تا ابد دلخوشم به باز آمدنت.تقدیر  بی تو بودن را خوب میداند.تقدیر شعر مردن را زود می خواند.مرگ شاعر بی بیتیست.

با تشکر فراوان از همکلاسی خوبم آقای باقری(آزادی عشق)عشق و نفرت

+ نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387 7:12 توسط نازنین |


                 اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

برگ برنده (۱):بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

- عكس العمل هاي رفتاري ما ناشي از عواطف قلبي ماست نه محاسبه هوشمندانه .

2 - هرگز تاريكي به نور , و بي تفاوتي به تلاش و حركت مبدل نمي شود مگر به كمك عواطف .

3- بدانيد به همان سرعتي كه مي توانيد مشكلي را به وجود آوريد , به همان سرعت هم مي توانيد راه حلي براي مشكلات بيابيد .

4 - خوشبختي هاي بزرگ را بايد پشت لحظه هاي كوچك صيد كرد .

5 - بيشتر مردم همان اندازه خوشبختند كه خودشان مي خواهند

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
مرگ همین جاست:بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

آدمك آخر دنياست بخند .

آدمك مرگ همين جاست بخند .

دستخطي كه تورا عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند .

آدمك خر نشوي گريه كني.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

آن خدايي كه خدايش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند .خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

==================================================

پيرمردي تصميم گرفت تا با پسر، عروس و نوه چهار ساله خود زندگي کند. دستان پيرمرد مي لرزيد و چشمانش خوب نمي ديد و به سختي مي توانست راه برود. هنگام خوردن شام، غذايش را روي ميز ريخت و ليواني را بر زمين انداخت و شکست.پسر و عروس از اين کثيف کاري پيرمرد ناراحت شدند: بايد درباره پدربزرگ کاري بکنيم، و گرنه تمام خانه را به هم مي ريزد. آنها يک ميز کوچک در گوشه اتاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهايي آنجا غذا بخورد. بعد از اينکه يک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست، ديگر مجبور بود غذايش را در کاسه چوبي بخورد. هروقت هم خانواده او را سرزنش مي کردند، پدربزرگ فقط اشک مي ريخت و هيچ نمي گفت.

یک روز عصر، قبل از شام، پدر متـوجه پسر چهـار ساله خود شد که داشت با چند تکـه چوب بـازي مي کرد. پدر رو به او کرد و گفت: پسرم، داري چي درست مي کني؟ پسر با شيرين زباني گفت: دارم براي تو و مامان کاسه هاي چوبي درست مي کنم که وقتي پير شديد، در آنها غذا بخوريد! و تبسمي کرد و به کارش ادامه داد.از آن روز به بعد همه خانواده با هم سر يک ميز غذا مي خوردند.

وبلاگ آقا امیر(عشق مرده)

منبع:note1pesar.blogfa.com

چهره زشت نفرتبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند .

در کیسهء بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود.
معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند .

روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند .

پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟

منبع:وبلاگ آقا مجید

+ نوشته شده در یکشنبه 28 مهر1387 8:58 توسط نازنین |


بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.ir

حال من بد نيست غم کم می خورم            کم که نه!هرروزکم کم می خورم

آب می خواهم ، سرابم می دهند               عشق می ورزم عذابم  می دهند

خود نمی دانم کجا رفتم به خواب               از چه بيدارم نکردی ؟ آفتاب!!!!

عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام                  تيشه زد بر ريشه ی انديشه ام

عشق اگر اينست مرتد می شوم                خوب اگر اينست من بد می شوم

هيچ کس اشکی برای ما نريخت               هر که با ما بود از ما می گريخت

چند روزی ست حالم ديدنی است                حال من ازاين و آن پرسيدنيست

گاه بر روی زمين زل می زنم                    گاه  بر حافظ  تفاءل  می زنم

حافظ  ديوانه  فالم  را گرفت                   يک غزل آمد که حالم را گرفت ...

"ما ز یاران چشم یاری داشتیم                خود غلط بود آنچه می پنداشتیم"

                                                                          حمید رجایی

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

قاصدک...
 
فالگیری می گفت

هفت وعده پس از این

قاصدی می آید

و برایت خبر از موهبتی می آرد

هفتمین وعده همین امروز است

عشق هم موهبتی است

چه کسی می داند

شاید آن قاصدک خوش خبر امروز تویی

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387 8:46 توسط نازنین |


+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387 8:55 توسط نازنین |


 سلام دوستان ببخشید که خیلی دیر آپ کردم آخه درگیر امتحانات بودم.به بزرگواری خودتون ببخشید اما براتون چند تا عکس گذاشتم که امیدوارم ازشون خوشتون بیاد.مثله همیشه خوش باشید نظر هم یادتون نره.

 

normal_13E1.jpg

normal_177E1.jpg

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387 7:13 توسط نازنین |


X

هرگز عشق رو گدایی نکن ، چون چیز با ارزش رو به گدا نمی دهند.


صفحه نخست
آرشيو مطالب
طراح قالب
پست الکترونيک


..:: My Iran ::..
..:: Freedom ::..
..:: Learn ::..
..:: Download ::..
..:: HACK ::..
..:: Ir Template ::..


نوشته هاي پيشين

خرداد 1388

اسفند 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
فروردین 1386



پيوندها

آرمان
ساده دل
روياي عشق
سياره ي كرهاي خفن جاوا اسكريپت
وبلاگ همه برو بچ رشته برق
با تو آره بي تو هرگز
دل شکسته هستی---عاشق اما تنها
پسرك تنهاي
تيه كال
مدیران
کامپیوتر و گرافیک ( تقدیر )
ساغر شکسته
لولی
روشنایی سایه ها
پروژهای دانشگاهی(سرمایه گذاری)
زندگی خیلی زیباست
وبلاگ تخصصی کامپیوتر
دوستی که تا نداره
شبستان عشق
پایتخت عشق
غم تنهایی سامان
موزیک نرم افزار عکس برای همه
وبلاگ دست دوم نازنین دل شکسته-ملودیک
ترفند های کامپیوتری
اس ام اس+عکس عاشقانه+عکس ستارگان هالیوود
عاشقانه های غزل
زیباترین قالبهاي روز FreeTemplate
رایانه-اینترنت-شبکه
تک خبر
::..رایانه-اینترنت-شبکه-دانلود..::
آسمان مال من است
محمد
فریاد سکوت
محل تبلیغ شما
عشق حدیث یک نگاه و تنهایی دو قلب است(بهنام)
خدمات دهی همه وبلاگ های فارسی
عشق مرده
تبسم عشق
چرا همه نباید از اینترنت کسب درآمد کنیم؟(پهلوان)
عکس خفن/پیامک/جوک/موبایل/دانلود
آزادی عشق(عشق و نفرت)
در کوی عشق
وبلاگ شبکه بهداشت رامسر
..:: Template ::..


آمار وبلاگ

    افراد آنلاين:
    تعداد بازديدها: